خانه / جدیدترین اخبار و مقالات هوش مصنوعی / آموزش هوش مصنوعی / تحقیق کلمات کلیدی فارسی: تکنیک‌های کم‌هزینه برای پروژه‌های تازه

تحقیق کلمات کلیدی فارسی: تکنیک‌های کم‌هزینه برای پروژه‌های تازه

وقتی یک پروژه تازه راه می‌افتد، معمولاً دو چیز همزمان اتفاق می‌افتد: از یک طرف باید سریع دیده شوید و ورودی بگیرید، از طرف دیگر بودجه و زمان به اندازه پروژه‌های قدیمی نیست که بروید سراغ ابزارهای گران یا کمپین‌های پرهزینه. اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که «تحقیق کلمات کلیدی فارسی» می‌تواند مسیر را کوتاه‌تر کند؛ البته نه به سبک کلیشه‌ای و کتابی، بلکه با یک روش کم‌هزینه، واقعی و قابل اجرا. در سایت‌های نوپا، شما لازم نیست از روز اول دنبال کلمات سخت و عمومی بروید. چیزی که معمولاً زودتر جواب می‌دهد، کیوردهایی است که نیت مشخص دارند، لانگ‌تیل هستند، رقابتشان منطقی‌تر است و سریع‌تر می‌شود رویشان صفحه ساخت یا محتوا منتشر کرد.

مشکل خیلی از پروژه‌های تازه این است که تحقیق کیورد را با «لیست ساختن» اشتباه می‌گیرند. یک لیست بلند از کلمات دارید، اما نمی‌دانید کدام را باید همین هفته بزنید، کدام را باید به صفحه محصول وصل کنید، کدام را باید تبدیل کنید به مقاله، و کدام‌ها اصلاً برای این مرحله پروژه مناسب نیستند. این مقاله دقیقاً برای همین نوشته شده: یک مسیر مرحله‌به‌مرحله می‌دهد که با کمترین هزینه بتوانید کیوردهای فارسی قابل رنک را پیدا کنید، نیتشان را تشخیص دهید، خوشه‌بندی کنید، و به یک برنامه تولید محتوا و لندینگ تبدیل کنید؛ بدون اینکه از همان اول وارد جنگ کلمات خیلی سنگین شوید.

چرا تحقیق کلمات کلیدی فارسی برای پروژه‌های تازه متفاوت است؟

در پروژه‌های تازه، شما هنوز اعتبار دامنه، لینک‌های قوی، تاریخچه کلیک و سیگنال‌های رفتاری کافی ندارید. بنابراین اگر از روز اول بروید سراغ کلمات عمومی و پررقابت، معمولاً به بن‌بست می‌خورید و بعد از چند هفته می‌گویید «سئو جواب نمی‌ده». در حالی که مسئله این نیست؛ مسئله انتخاب مسیر است. در فارسی یک ویژگی مهم هم داریم: جستجوها پر از تنوع املایی، نیم‌فاصله، شکل‌های مختلف نوشتن کلمات، انگلیسی‌نویسی و حتی غلط تایپی است. اگر این تنوع‌ها را درست شکار کنید، برای پروژه‌های تازه دقیقاً همان جایی است که می‌تواند ورودی سریع و هدفمند بسازد، چون بسیاری از رقبا اصلاً روی این مدل جستجوها صفحه بهینه ندارند.

در پروژه نوپا، شما دنبال دو دسته کیورد هستید: دسته اول، کیوردهای نیت‌دارِ نزدیک به اقدام هستند (مثل خرید، قیمت، مشاوره، ثبت سفارش، رزرو، مقایسه، بهترین برای فلان نیاز). دسته دوم، کیوردهای آموزشیِ لانگ‌تیل هستند که سریع‌تر شانس گرفتن ایمپرشن و کلیک دارند و همزمان اعتماد می‌سازند. ترکیب این دو باعث می‌شود هم رشد ارگانیک داشته باشید، هم از همان ابتدا مسیر تبدیل را شکل دهید.

قدم اول: «موضوع» را از «کیورد» جدا کنید

قبل از اینکه وارد ابزار و سرچ شوید، باید چند موضوع اصلی را مشخص کنید؛ موضوع یعنی چیزی که واقعاً در کسب‌وکار شما وجود دارد و قرار است برایش صفحه بسازید. مثلاً اگر یک سایت خدماتی دارید، موضوع‌ها می‌شوند خدمات اصلی و زیرخدمات. اگر فروشگاهی هستید، موضوع‌ها می‌شوند دسته‌بندی‌های اصلی، برندها، ویژگی‌ها، کاربردها و مشکلاتی که محصول حل می‌کند. اگر آموزشی هستید، موضوع‌ها می‌شوند مهارت‌ها، نیازها و سوالات پرتکرار مخاطب. وقتی موضوع‌ها مشخص شد، تازه تبدیلشان می‌کنید به کیورد. این تفکیک یک مزیت بزرگ دارد: جلوی تولید محتواهای پراکنده و بی‌هدف را می‌گیرد و از همان اول ساختار سایت را درست می‌چیند.

یک روش کم‌هزینه و سریع برای این مرحله این است که خودتان مثل مخاطب فکر کنید و فقط چند دقیقه با زبان روزمره بنویسید «مخاطب من دقیقاً چه چیزی را سرچ می‌کند؟» نه اینکه «من چه خدماتی دارم». تفاوت همین‌جاست. مخاطب معمولاً با مشکل سرچ می‌کند، با نیاز سرچ می‌کند، با نتیجه سرچ می‌کند، نه با اصطلاحات داخلی کسب‌وکار شما. شما باید همان زبان را وارد تحقیق کنید.

قدم دوم: استخراج کیوردهای واقعی با روش‌های رایگان داخل گوگل

برای پروژه‌های تازه، یکی از بهترین منابع، خودِ گوگل است. چون رفتار واقعی کاربر را نشان می‌دهد، نه صرفاً عدد و نمودار. اولین تکنیک کم‌هزینه، استفاده از پیشنهادهای لحظه‌ای جستجو (Autocomplete) است. شما یک عبارت پایه را می‌زنید و گوگل ادامه‌های رایج را پیشنهاد می‌دهد. همین ادامه‌ها معمولاً لانگ‌تیل‌های آماده هستند. اگر همان عبارت را با چند پسوند مختلف تست کنید، کیوردهای بیشتری پیدا می‌کنید. پسوندهایی مثل «برای»، «بهترین»، «قیمت»، «خرید»، «آموزش»، «تفاوت»، «مقایسه»، «چرا»، «چطور»، «از کجا»، «نزدیک من»، «در تهران/اصفهان/مشهد» و حتی شکل‌های محاوره‌ای، در فارسی بسیار کار می‌کند.

تکنیک دوم، «جستجوهای مرتبط» در پایین صفحه نتایج است. این بخش معمولاً دقیقاً همان خوشه‌های معنایی را می‌دهد که برای ساختار کلاستر لازم دارید. اگر چند نتیجه اول را باز کنید و ببینید رقبا درباره چه چیزهایی نوشته‌اند، متوجه می‌شوید مخاطب علاوه بر کیورد اصلی، چه سوال‌ها و چه زیرموضوع‌هایی دارد. اینجا یک نکته مهم وجود دارد: شما لازم نیست همه چیز را در یک مقاله خالی کنید. این جستجوهای مرتبط، کمک می‌کنند تصمیم بگیرید کدام‌ها را در همان صفحه پوشش دهید و کدام‌ها را تبدیل کنید به مقاله جدا برای ساختن خوشه محتوا.

تکنیک سوم، سوال‌های پرتکرار کاربران است. در نتایج فارسی گاهی بخش‌هایی شبیه سوال و جواب یا سوال‌های مرتبط دیده می‌شود. حتی اگر این بخش‌ها همیشه نمایش داده نشوند، باز هم می‌توانید با نگاه کردن به تیترهای رقبا و بخش‌های پرسش و پاسخ‌شان، سوال‌های واقعی را جمع کنید. برای پروژه نوپا، همین سوال‌ها می‌توانند بهترین کیوردهای لانگ‌تیل باشند، چون دقیق، کم‌رقابت‌تر و بسیار نیت‌دار هستند.

قدم سوم: استفاده هوشمند از سرچ کنسول حتی وقتی دیتای کمی دارید

خیلی‌ها فکر می‌کنند سرچ کنسول فقط وقتی به درد می‌خورد که سایت بزرگ شده باشد، در حالی که برای پروژه تازه دقیقاً یک ابزار طلایی است، حتی اگر هنوز کلیک زیادی ندارید. چون شما را به «ایمپرشن‌های واقعی» وصل می‌کند. ممکن است صفحه‌ای دارید که هنوز رتبه نگرفته، اما چند ده یا چند صد ایمپرشن دارد. همان کوئری‌هایی که ایمپرشن ساخته‌اند، بهترین سرنخ برای کیورد تارگتینگ دقیق‌تر هستند. شما با کمترین هزینه می‌توانید بفهمید گوگل شما را برای چه عبارت‌هایی می‌بیند و سپس همان صفحه را طوری بهینه کنید که روی همان عبارت‌ها شانس کلیک بگیرید.

یک تکنیک کم‌هزینه و بسیار موثر این است که روی صفحاتی که ایمپرشن دارند اما کلیک کم دارند تمرکز کنید و عنوان و توضیحات (تایتل و متا دیسکریپشن) را انسانی‌تر و واضح‌تر کنید، و داخل محتوا هم دقیقاً همان عبارت‌های جستجو شده را به شکل طبیعی پوشش دهید. در پروژه‌های تازه، همین بهینه‌سازی‌های کوچک، خیلی وقت‌ها سریع‌تر از تولید انبوه محتوا نتیجه می‌دهد، چون شما دارید همان چیزی را تقویت می‌کنید که گوگل از قبل نشانه‌اش را دیده است.

قدم چهارم: ساخت «بانک کیورد فارسی» با توجه به تنوع نوشتاری

در فارسی، یک کیورد ممکن است چندین شکل رایج داشته باشد. نیم‌فاصله، فاصله، املای متفاوت، عربی/فارسی بودن حروف (ی/ی و ک/ک)، انگلیسی‌نویسی یا فینگلیش، و حتی غلط‌های تایپی. در پروژه‌های تازه، شکار همین تنوع‌ها یک مزیت رقابتی جدی است، چون بسیاری از رقبا فقط یک فرم رسمی را هدف می‌گیرند. شما می‌توانید یک بانک کیورد بسازید که کنار هر کیورد اصلی، چند شکل نوشتاری رایج هم ثبت شده باشد. بعد داخل محتوا، بدون اینکه متن شلوغ شود، این شکل‌ها را به شکل طبیعی پوشش دهید؛ مثلاً در تیترها، زیرتیترها، سوال‌های متداول یا حتی متن بدنه، اما با حفظ خوانایی.

این کار، هم به سئو کمک می‌کند، هم به تجربه کاربر. چون کاربر فارسی‌زبان دقیقاً همین‌طور سرچ می‌کند. خیلی وقت‌ها حتی آن کسی که حرفه‌ای است هم در سرچ از نیم‌فاصله استفاده نمی‌کند. شما با پوشش طبیعی این تفاوت‌ها، شانس دیده شدن را بالا می‌برید بدون اینکه هزینه اضافه‌ای کنید.

قدم پنجم: تشخیص اینتنت (نیت جستجو) و جلوگیری از اشتباه مرگبار پروژه‌های تازه

اشتباه مرگبار در پروژه‌های تازه این است که یک کیورد «خرید» را تبدیل می‌کنند به یک مقاله آموزشی، یا یک کیورد «چیست» را می‌برند روی صفحه محصول. نتیجه‌اش این می‌شود که صفحه درست رتبه نمی‌گیرد و شما فکر می‌کنید مشکل از سئو است، در حالی که مشکل از اینتنت است. در فارسی هم این مسئله شدیدتر است، چون خیلی از کیوردها ظاهر مشابه دارند اما نیتشان فرق دارد. «قیمت X» معمولاً نیت بررسی و خرید دارد، «بهترین X» نیت مقایسه و انتخاب دارد، «X چیست» نیت آموزشی دارد، «آموزش X» نیت یادگیری دارد، «X نزدیک من» نیت محلی و اقدام سریع دارد.

برای تشخیص اینتنت با کمترین هزینه، فقط کافی است همان کیورد را در گوگل سرچ کنید و ببینید نتیجه‌های صفحه اول از چه نوعی هستند. اگر صفحه اول پر از فروشگاه و دسته‌بندی است، شما هم باید صفحه فروشگاهی یا لندینگ بسازید. اگر صفحه اول پر از مقاله و راهنماست، شما هم باید مقاله‌ای بسازید که بهتر و کاربردی‌تر باشد. این تحلیل دستی، رایگان است ولی بسیار دقیق‌تر از بسیاری از ابزارهای پولی عمل می‌کند، چون مستقیم رفتار گوگل را نشان می‌دهد.

قدم ششم: خوشه‌بندی و کیورد مپینگ؛ با کمترین هزینه ولی بیشترین تاثیر

بعد از اینکه کیوردها را جمع کردید، باید آنها را خوشه‌بندی کنید؛ یعنی گروه‌های معنایی بسازید تا برای هر گروه یک صفحه اصلی و چند صفحه پشتیبان داشته باشید. این همان مدل پیلار و کلاستر است، اما در عمل یعنی چه؟ یعنی مثلاً اگر موضوع شما «خرید X» است، صفحه اصلی می‌شود لندینگ خرید X. بعد کلاسترها می‌شوند «قیمت X»، «بهترین X برای نیاز Y»، «مقایسه X و Z»، «راهنمای انتخاب X»، «اشتباهات خرید X»، «سوالات متداول X». این ساختار باعث می‌شود گوگل بفهمد شما در آن موضوع جدی هستید و صفحاتتان همدیگر را تقویت می‌کنند، نه اینکه با هم رقابت کنند.

کیورد مپینگ یعنی تعیین کنید هر کیورد دقیقاً باید روی کدام صفحه هدف‌گیری شود. این کار جلوی کنیبالیزیشن را می‌گیرد؛ یعنی اینکه دو صفحه شما برای یک کیورد با هم رقابت کنند و هیچ‌کدام خوب بالا نیاید. در پروژه‌های تازه، کنیبالیزیشن خیلی رایج است چون افراد چند مقاله مشابه می‌نویسند با امید اینکه یکی بالا بیاید. روش درست این است که برای هر کیورد اصلی، یک صفحه اصلی داشته باشید و بقیه مقاله‌ها به آن لینک بدهند و آن را تقویت کنند.

قدم هفتم: تکنیک‌های کم‌هزینه برای تخمین سختی و اولویت‌بندی کیوردها

وقتی ابزارهای پولی ندارید، چطور بفهمید کدام کیورد ارزش دارد؟ چند نشانه ساده و رایگان کمک می‌کند. اول، نوع سایت‌هایی است که در صفحه اول هستند. اگر صفحه اول پر از سایت‌های خیلی بزرگ و برندهای شناخته‌شده است، برای پروژه تازه احتمالاً سخت‌تر است. دوم، کیفیت محتواهای صفحه اول است. گاهی صفحه اول پر از متن‌های ضعیف و کوتاه است؛ این یعنی فرصت. سوم، میزان تطابق عنوان‌ها با کیورد است. اگر رقبا دقیقاً همان عبارت را در عنوان هدف گرفته‌اند، رقابت جدی‌تر است. چهارم، وجود صفحات ایرانی محلی یا فروم‌ها در نتایج است؛ اگر گوگل به این نوع صفحات رتبه داده، احتمالاً فضا برای ورود یک محتوای خوب و ساختارمند وجود دارد.

برای اولویت‌بندی، معمولاً پیشنهاد می‌کنم در پروژه‌های تازه یک ترکیب منطقی بسازید: چند کیورد خیلی لانگ‌تیل با نیت خرید یا اقدام (برای تبدیل سریع)، چند کیورد آموزشی پرسشی (برای رشد ایمپرشن و ورودی پایدار)، و یکی دو کیورد مقایسه‌ای (برای جذب مخاطب آماده تصمیم). این ترکیب باعث می‌شود هم رشد داشته باشید هم فروش یا لید.

قدم هشتم: تبدیل تحقیق کیورد به خروجی اجرایی، نه فایل خاک‌خورده

تحقیق کیورد وقتی ارزش دارد که تبدیل شود به خروجی اجرایی. خروجی اجرایی یعنی برای هر کیورد اصلی، شما دقیقاً بدانید چه صفحه‌ای لازم است، ساختارش چیست، چه تیترهایی باید داشته باشد، و چه لینک‌های داخلی باید بدهد. برای پروژه‌های تازه، بهتر است محتوا را طوری بنویسید که هم مسئله را حل کند هم مسیر اقدام را روشن کند. مثلاً اگر مقاله آموزشی است، پایانش باید مسیر بعدی را پیشنهاد دهد. اگر صفحه خرید است، باید سوال‌های پرتکرار را پوشش دهد تا مخاطب بهانه برای خروج نداشته باشد. همین اتصال بین محتوا و اقدام، در پروژه‌های تازه خیلی سریع‌تر نتیجه می‌دهد.

یک نکته حرفه‌ای این است که برای هر صفحه، قبل از نوشتن، یک «اسکلت» بسازید: عنوان اصلی، چند زیرعنوان بر اساس سوال‌های واقعی، یک بخش تجربه‌محور یا مثال، و یک بخش جمع‌بندی با CTA نرم. با همین اسکلت، محتوای شما هم سئوپسند می‌شود هم انسانی و قابل اعتماد. پروژه تازه دقیقاً به همین نوع محتوا نیاز دارد، چون هنوز باید اعتماد بسازد.

جمع‌بندی

تحقیق کلمات کلیدی فارسی برای پروژه‌های تازه قرار نیست پرهزینه باشد. اگر موضوع‌ها را درست تعریف کنید، با روش‌های رایگان داخل گوگل لانگ‌تیل‌ها را شکار کنید، از سرچ کنسول حتی با دیتای کم استفاده کنید، تنوع نوشتاری فارسی را جدی بگیرید، اینتنت را با بررسی صفحه نتایج تشخیص دهید و در نهایت خوشه‌بندی و کیورد مپینگ انجام دهید، یک سیستم دارید که هم سریع قابل اجراست هم جلوی اشتباهات رایج را می‌گیرد. مهم‌ترین نکته این است که به جای دنبال کردن کلمات بزرگ و عمومی، روی کلمات نیت‌دار و قابل رنک تمرکز کنید؛ همان‌هایی که برای یک سایت نوپا، هم ورودی می‌آورند هم مسیر رشد را می‌سازند.

اگر بخواهید همین امروز شروع کنید، کافی است یک موضوع اصلی انتخاب کنید، ده لانگ‌تیل فارسی از پیشنهادهای گوگل و جستجوهای مرتبط درآورید، اینتنتشان را با نگاه به صفحه اول مشخص کنید، و برایشان یک پیلار و چند کلاستر بسازید. همین کار ساده، معمولاً از هر ابزار گران‌قیمت سریع‌تر شما را وارد مسیر نتیجه می‌کند.

۵/۵ - (۱ امتیاز)
اشتراک گذاری :
میزان پیشرفت خواندن شما

فهرست مطالب

مقالات مرتبط